» اللهم عجل لولیک الفرج....
» احمدی نژاد امانتدار نیست .....
» آل تروریست (لعنة الله آل سعود)
» بسم رب الشهداء والصدیقین
» راه زنده شدن قلب از زبان حضرت علی علیه السلام
» اهمیت مرجعیت
» بهترین هدیه تولد منجی عالم بشریت
» حضرت علی اکبر علیه السلام
» ارتباط بین امام حسین علیه السلام و امام عصر علیه السلام
» اعمال ماه شعبان از دیدگاه عقل
ماوارثان غیرت عباس و حیدریم

نویسنده
لوگوی ولایت عشق
دیگر امکانات
StatsCrop

پشتیبان سایبری سپاه قدس
خادم الشهدا
 یگان ویژه صابرین
☁☼☾ گنجهاے معنوے ☽☆☁
Velayateeshgh.persianblog.ir Review
پیوندهای وبسایت
آرشیو مطالب
موضوعات مطالب
» 1394(۱)
» 22 بهمن(۱)
» insult to humanity(۱)
» political oscar(۱)
» آل سعود(۱)
» آل شیطان(۳)
» آل یهود(۱)
» آیت الله بهجت(۱)
» ابا صالح (عج)(٢)
» ارتباط سیدالشهداء و ابا صالح المهدی(۱)
» امام رضا(ع)(٢)
» امیر المومنین(۱)
» انیشتین ایرانی(۱)
» اهمیت مرجعیت(۱)
» بدون شرح(۳)
» برکات بعثت رسول الله(۱)
» به عشق رهبر(۱)
» تقلید(۱)
» جمعه آخر شعبان(۱)
» حال مناجات(۱)
» حجاب(۱)
» حجر بن عدی(۱)
» حسین(ع)(۱)
» حسین پناهی(۱)
» حضرت علی اکبر (ع)(۱)
» حضرت علی علیه اسلام(۱)
» خبر اول یاهو(۱)
» خمینی کبیر(۱)
» داعش(۱)
» دستهای پشت پرده برای بی ارزش نشان دادن مر جعیت(۱)
» دعای فرج(۱)
» دلتنگ کربلا(۱)
» دهه فجر(۱)
» دکتر قالیباف(٢)
» روشنی قبر(۱)
» زمزمه با یار(۱)
» زنده باد مقاومت(۱)
» زینب کبری(س)(۱)
» سر انتخاب رسول الله(۱)
» سنت پیامبر(۱)
» سهراب سپهری(۱)
» شب قدر(۱)
» شب یلدا(۱)
» شجرة الملعونة(۱)
» شرمنده خدا(۱)
» شهادت حضرت فاطمه(۱)
» شهر گهرو(٤)
» شهوت(۱)
» شهید تهرانی مقدم(۱)
» شهید حقیقت(۱)
» شهید حمید باکری(۱)
» شهید خرازی(۱)
» شهیدان خدایی(۱)
» شیخ نمر(۱)
» شیطان بزرگ(۱)
» صلوات(۱)
» صهیون ستیزی(۱)
» عدم صلاحیت ریاست جمهوری احمدی نژاد(۱)
» عرفه(۱)
» عشق(۱)
» عید فطر(۱)
» عید نوروز(٢)
» غده سرطانی(۱)
» فیسبوک(۱)
» فیلتر شکن(۱)
» قران(۱)
» قساوت قلب(۱)
» قلب زنده(۱)
» قلب مرده(۱)
» قمر بنی هاشم(۱)
» گلشیفته فراهانی(۱)
» لیلة الرغائب(۱)
» ماه خدا(۱)
» ماه شعبان(۱)
» ماهواره(۱)
» مثلث برمودا(۱)
» محرم(۱)
» محمد(ص)(٢)
» محمد رسول الله(۱)
» معما(۱)
» موزه(۱)
» مولای من(۱)
» نامه ای به اوباما(۱)
» نایبان عام امام زمان(۱)
» نلسون ماندلا(۱)
» نماز(۱)
» نیمه شعبان(٢)
» هدف از بعثت(۱)
» هولوکاست(۱)
» ولایت عشق(۱)
» وهابیت(۱)
קרא את השואה שקר גדול
+ نویسنده علی رمضانی گهروئی در سه‌شنبه ۱۳٩٢/۸/۱٤ | نظرات ()

تقدیم به همه کسانی که
به بهانه هولوکاست قربانی شدند...
حرف اول
در این مطلب تلاش شده است دروغِ آشکارِ «کشته شدنِ برنامه‌ریزی‌شدۀ شش میلیون یهودی در جریان جنگ جهانی دوم»، موسوم به «هولوکاست» به نقد کشیده شود. دروغی که امروز آن‌قدر آشکار است که نیازی به توضیح مجدد از جانب هیچ‌کس ندارد. دروغی که صهیونیست‌های اشغال‌گرِ فلسطین، با اتکا بر آن، سال‌هاست اشغال فلسطین و جنایاتی را که از آن زمان تا کنون در این سرزمین انجام داده‌اند، توجیه می‌کنند. اما پیروان حقیقی تعالیم حضرت موسی(ع)، برادران ما هستند. همان‌طور که حضرت موسی(ع) برادر پیامبر ما، حضرت محمد(ص) و پیامبر بزرگ خدا بود. برای ما حساب «صهیونیست‌ها» از حساب «پیروان حضرت موسی(ع)» جداست و در این کتاب، این دو را از هم جدا کرده و تنها دروغ‌های صهیونیست‌ها را ـ که با کارنامۀ ننگین‌شان، چهرۀ پیروان حقیقی حضرت موسی(ع) را نیز مشوّه کرده‌اند ـ در نظر گرفته‌ایم.


ما برای همۀ انسان‌هایی که در جریان جنگ جهانی دوم کشته شده‌اند، چه یهودی باشند، چه مسیحی و چه مسلمان، احترام قائلیم. همان‌طور که برای همۀ انسان‌هایی که مظلومانه کشته می‌شوند احترام قائلیم و دفاع از آن‏ها را وظیفۀ خود می‌دانیم و از همین‌روست که نخواهیم توانست مظلومیت فلسطینیانی را که به جرم دفاع از سرزمین و کیان و هستی خود، به دست صهیونیست‌های جنایت‌کار کشته شدند فراموش کنیم. صهیونیست‌هایی که به پشتوانۀ دروغِ بزرگِ «هولوکاست»، فلسطین را به خاک و خون کشیدند.
«هولوکاست» اصطلاحاً به فاجعۀ عظیمی گفته می‏شود که طی آن شش میلیون نفر از پنج میلیون و چهارصد هزار نفر جمعیت یهودی ساکن در اروپا به طرز فجیعی به ملکوت اعلی پیوستند. روحشان شاد و یاد و خاطره‏شان همچنان بر تارک تاریخ فرخنده باد. لازم به ذکر است از این پس برای رعایت اختصار به جای واژۀ «هولوکاست» از واژۀ «هولو» استفاده می‏کنم.
تاریخ از نظر صهیونیست‏ها به سه دورۀ کلی تقسیم می‏شود:
دورۀ اول: قبل از هولو
دورۀ دوم: حین هولو
دورۀ دوم: بعد از هولو
قبل از هولو:
جالب است بدانید صهیونیست‏ها قبل از هولو هم وجود داشتند؛ خیلی قبل از هولو. حتی از همان اول. منتها آن وقت‏ها هنوز اسمشان صهیونیست نبود، بلکه چیزهای دیگری بود.
آن‏ها آدم‏های فرهیخته‏ای بودند. برای همین احتیاجی به تعلیمات پیامبران نداشتند. آن‏ها کسانی را که مثل خودشان فرهیخته نبودند و از تعلیمات حضرت موسی(ع) و پیامبران دیگر تبعیت می‏کردند از بقیه جدا می‏کردند تا سطح فرهنگ و فرهیختگی جامعه پایین نیاید.
آن‏ها آیات کتاب آسمانی‏شان را در اختیار مردم قرار می‏دادند و برای این‏که مردم قدر آن آیات را بیشتر بدانند از آن‏ها وجه ناچیزی می‏گرفتند. البته برای حفظ ایمان مناسب مردم، برخی از آیات را از آن‏ها مخفی می‏کردند و به‏جای آن‏ها آیات مناسب‏تری تولید کرده، تحویل اجتماع می‏دادند.
آن‏ها آدم‏های خوب و مهربانی بودند.
مهربانی آن‏ها تا اندازه‏ای بود که به پیامبران‏شان اجازه
می‏دادند خودشان نحوۀ قتل‏شان را انتخاب کنند.
آن‏ها به هنرهای تجسمی علاقۀ زیادی داشتند. برای همین یکی از هنرمندان مطرح آن‏ها به نام «استیون سامری» با ساختن یک گوسالۀ هنری موجب رونق هنر شد و باعث شد مردم به او احترام بگذارند.
آن‏ها به نیازمندان پول قرض می‏دادند و در هنگام بازپرداخت، برای این‏که نیازمندان به قرض گرفتن و مفت‏خوری عادت نکنند، کارمزد ناچیزی از آن‏ها دریافت می‏کردند که صرف توسعه و سازندگی امت می‏شد.
آن‏ها برای این‏که پویایی جوامع و ملت‏ها زیاد شود، با ایجاد اختلاف میان آن‏ها باعث تحولات اجتماعی و سیاسی و فرهنگی در جهان می‏شدند و در جریان این تحولات در راه خدا منافع جالبی کسب می‏نمودند.
با این حال معلوم نیست چرا در طول تاریخِ بشریت، مردم غیر یهودی همواره با آن‏ها که تا حدّ مرگ، خوب، مهربان، هنردوست و جالب توجه بوده‏اند ستیز کرده، آن‏ها را از بین می‏بردند.
به این ترتیب سال‏ها و بلکه قرن‏ها همه‏چیز همین‏طور به خوبی و خوشی پیش می‏رفت.
تا اینکه «آدولف هیتلر» پیدا شد. هیتلر آدمی بود آلمانی، نژادپرست، خوش‏تیپ، جنگ‏افروز و از همه بدتر یهودی خفه‏کن.
حین هولو:
هیتلر یک روز صبح که از خواب پا شد تصمیم گرفت شش میلیون یهودی را خفه کند. اما بدبختانه در آن زمان تنها پنج میلیون و چهارصد هزار یهودی در کل اروپا وجود داشت. برای همین هیتلر طی فراخوانی شش‏صدهزار یهودی دیگر را به اروپا دعوت کرد. یهودی‏ها آدم‏های خوشبین و پاک‏نیتی بودند. برای همین طی چند روز به اروپا مهاجرت کردند و به این ترتیب الباقی شش میلیون یهودی هم جور شد.
هیتلر به همراه همدستانش شش میلیون یهودی جمع‏آوری شده را به طور فشرده و با رعایت موازین شرعی در اردوگاه «آشویتس» و یکی دو اردوگاه دیگر جا داد.
هیتلر به همدستانش دستور داد برای پذیرایی از مهمانان یهودی‏اش تعدادی اتاق بسازند. هیتلر برای این‏که چگونه مهمانانش را در این اتاق‏ها سربه‏نیست کند خیلی فکر کرد:
او مدتی به اتاق دار فکر کرد.
بعد فکرش متوجه اتاق تیر شد.
مدتی هم مثل سلاطین قدیمی به اتاق شیرهای درنده و اتاق تمساح‏ها فکر کرد.
تا اینکه ناگهان ایدۀ جذّاب و کم‏خرج «اتاق گاز» به ذهنش رسید.
هیتلر برای ساختن اتاق گاز انواع گازها را امتحان کرد:
ابتدا به سربازانش دستور داد یهودی‏ها را گاز بگیرند.
بعد دستور داد تا با کپسول گاز توی سرشان بکوبند.
بعد از آن دستور داد یهودی‏ها آنقدر کپسول‏های گاز را در اتاق جابجا کنند که از خستگی بمیرند.
اما با این روش‏ها توانست تعداد کمی از یهودی‏ها را بکشد تا اینکه به فکرش رسید به سربازانش دستور بدهد یهودی‏ها را با استفاده از گازهای مرگبار خفن، خفه کنند.
هم‏دستان جانیِ هیتلر، با رشادت و سرعت، تمام وظایف محوله را انجام می‏دادند و در هر وعده سه‏هزار یهودی را در اتاق‏های دویست و ده متر مربعی خفه می‏کردند. آلمانی‏ها برای خفه کردن یهودی‏ها از گاز «زیکلون ب» که یک شپش‏کش فوق‏العاده قوی است، استفاده می‏کردند.
یهودی‏ها چون همچنان مردم مظلوم و مهربانی بودند، اجازه می‏دادند که توسط آلمانی‏های جنایتکار خفه‏شوند.
رشادت و از خود گذشتگی سربازان آلمانی تا حدی بود که با این‏که بدون ماسک برای تخلیۀ اجساد یهودی‏ها به درون اتاق‏های گاز می‏رفتند، سالم از آنجا برمی‏گشتند.
البته بعدها معلوم شد که آلمانی‏ها گاز «زیکلون ب» را طوری تربیت کرده بودند که به سربازان خودشان آسیب وارد نکند.
آلمانی‏ها کامیون‏هایی ساختند که گازسوز بود و با آن‏ها اجساد خفه‏شده را انتقال می‏دادند. گاهی هم از اگزوز آن‏ها برای خفه کردن یهودی‏ها استفاده می‏کردند.
سربازان آلمانی جنازه‏های یهودی‏های خفه‏شده را به «کوره‏های یهودیِ خفه‏شده ‏سوزانی» منتقل می‏کردند و در آنجا می‏سوزاندند. در ایام جنگ سوخت کافی برای سوزاندن اجساد یهودیانِ خفه‏شده وجود نداشت. برای همین نازی‏ها یهودی‏های هنوز خفه نشده را مجبور می‏کردند صبح تا شب اجساد را باد بزنند تا خوب گُر بگیرند.
این کار موجب افسرده‏شدن یهودی‏های خفه نشده شد و باعث شد خاطرۀ این کشتار جمعی هیچ وقت از ذهن امت یهود پاک نشود.
این افسردگی باعث شد تار و پود روحی و جسمی امت یهود از هم گسیخته شود. برای همین وقتی متفقین آلمان را اشغال کردند، هیچ اثری از بقایای جنازه‏های یهودی‏های خفه‏شده و سوزانده شده پیدا نکنند.
آلمانی‏ها از باقی‏ماندۀ اجساد خفه‏شده و سوختۀ یهودی‏ها صابون و کود کشاورزی درست می‏کردند. تا مدت‏ها بعد شاهدان ذهنی و عینی از داخل صابون‏های عطریِ MADE IN GERMANY لنگه استخوان، خرده دندان، گیسِ سر، لوله بخاری و کیسۀ صفرای زنانه و مردانه پیدا می‏کردند.
آلمانی‏ها همچنین از پوست یهودی‏ها برای تهیۀ حباب چراغ و نیم‏شلوارِ سوارکاری، از موی آن‏ها برای پر کردن تشک، از ناخن آن‏ها برای نواختن سه‏تار و گیتار، از چشم آن‏ها برای درست کردن تیله و از نواحی دیگرشان برای کارهای دیگر استفاده کردند. به این ترتیب تا چندین سال در زندگیِ هر آلمانی آثار مثبت یهودیانِ خفه‏شده دیده می‏شد.
پرسش و پاسخ
برگرفته از کتاب «چگونه پدرم سوخت»، خاطرات «مناخیم هیشیمبالا» از بازماندگان واقعۀ هولوکاست
پرسش: اتاق گاز چیست؟
پاسخ: اتاق گاز اتاقی است که در آن عده‏ای گاز ول می‏دهند و عدۀ دیگری را خفه می‏کنند.
پرسش: اتاق گاز چگونه جایی است؟
پاسخ: اتاق گاز یک فضای دربسته است به مساحت دویست و ده متر مربع. آلمانی‏ها یهودی‏های مظلوم و بی‏پناه را در دسته‏های سه‏هزار نفری در این اتاق‏ها جمع می‏کردند و از بالا روی سرشان گاز ول می‏دادند.
پرسش: آلمانی‏ها چگونه گاز را در اتاق‏ها ول می‏دادند؟
پاسخ: آن‏ها پس از آن‏که یهودی‏ها را در اتاق‏ها جمع می‏کردند، خودشان با کپسول‏های گاز روی پشت‏بام می‏رفتند و گاز را از بالا روی سر یهودی‏ها ول می‏دادند. آنها گاهی شیر گاز را باز می‏کردند و گاز را ول می‏دادند و گاهی هم که حوصله نداشتند، خودِ کپسول گاز را ول می‏دادند.
پرسش: چگونه در حالی که در سقف اتاق‏های گاز حفره‏ای برای ول دادن گاز وجود نداشت، آلمانی‏ها گاز را از روی سقف ول می‏دادند؟
پاسخ: خفه‏شو! ضدِّ یهودِ جنایتکار! به چه جرأتی این سؤال را پرسیدی؟ حیوانِ وحشیِ جنایتکارِ پستِ کثیفِ رذلِ قاتلِ بی‏تربیت!
پرسش: آیا حقیقت دارد که یهودیان سرشناسی چون «اسحاق شامیر» و «اوراهام اشترن» جزو حامیان و همکاران هیتلر بوده‏اند و همچنین حدود هزار و دویست یهودی در اس‏اس و ارتش آلمان، حتی در ردۀ «مارشالی» و «فیلد مارشالی» حضور داشته‏اند؟
پاسخ: ر.ک. به جواب سؤال قبلی.
پرسش: آلمانی‏ها چگونه اجساد یهودی‏های خفه‏شده را از اتاق خارج می‏کردند؟
پاسخ: آن‏ها دوانگشتی دماغشان را می‏گرفتند و با دست دیگرشان یقۀ اجساد را می‏گرفتند و می‏انداختند بیرون. من خودم به جان مادرم شاهد بودم که خود اجساد با نجابت مثال‏زدنی، خود در عملیات حملِ خودشان کمک می‏کردند.
پرسش: چرا هیچ سندی دالِّ بر صدور دستور کشتار جمعیِ یهودیان توسط نازی‏ها پیدا نشده‏است؟
پاسخ: چون این اسناد خیلی خیلی زیاد محرمانه بودند و یهودیان به خاطر احترام به اخلاق و جوانمردی به آن‏ها دست نزدند.
پرسش: آیا هولوکاست تنها در جریان جنگ جهانی دوم رخ داد؟
پاسخ: خیر. ابتدا در جریان جنگ جهانی اول شش میلیون یهودی بر اثر گرسنگی و فقر جان خود را از دست دادند اما چون در آن موقع کسی به این ماجرا توجه نکرد، قرار شد آن شش میلیون یهودی کشته شده، خودشان را زنده نگه دارند و در جریان جنگ جهانی دوم توسط نازی‏ها خفه‏شوند که همین اتفاق هم افتاد و آن‏ها خفه‏شدند که الان داریم راجع به همین صحبت می‏کنیم.
بعد از هولو:
تا ماه‏های آخر جنگ جهانی دوم هیچ‏کس از وجود اتاق‏های گاز و کوره‏های آدم‏سوزی اطلاع نداشت. همچنین به علت آن‏که سربازان آلمانی در روزهای آخر جنگ، اتاق‏ها و کوره‏ها را نابود کردند، اگر امدادهای غیبی به کمک نمی‏آمد کسی از وجود آن‏ها مطلع نمی‏شد.
هیچ‏کس به‏جز مقتولین و خفه‏شدگان از نحوۀ عمل اتاق‏های گاز مطلع نبود. برای همین خود آن‏ها مجبور شدند در «دادگاه نورنبرگ» حاضر شوند و حقایق را افشا کنند.
دادگاه نورنبرگ هم با بزرگواری تمام، خود را از قید و بند بوروکراسی‏های مرسوم رها کرده، شهادت اموات را پذیرفت.
البته آدولف هیتلر به علت گستردگی جنایاتش، پس از مرگ هم حاضر به اعتراف نشد.
پس از پایان جنگ به وسیلۀ امدادهای غیبی کشف شد که هیتلر و همدستانش از میان پنج میلیون و چهارصد هزار یهودی ساکن در اروپا، شش میلیون نفر را کشته و سه میلیون نفر دیگر را هم آواره کرده‏اند.
بعدها نُه میلیون یهودی دیگر ابراز داشتند که جزو شش میلیون یهودی خفه‏شده در اتاق‏های گاز هستند و به خاطر این موضوع از آلمانی‏ها شکایت کردند.
دوازده میلیون یهودی دیگر نیز اعلام کردند که در کوره‏های آدم‏سوزی آلمان نازی، زنده زنده سوزانده شده‏اند.
سربازان آلمانی در اواخر جنگ جهانی دوم همۀ اتاق‏های گاز و کوره‏های آدم‏سوزی را نابود کردند...
... اما بعدها هنرمندان متعهد یهودی با استفاده از جریان سیّال ذهن و قوۀ خیال، تعداد زیادی اتاق گاز و کورۀ آدم‏سوزی برای عبرت سایرین در سایر نقاط دنیا بازسازی کردند.
بعدها محققین ثابت کردند تمام یهودی‏های خفه‏نشدۀ دنیا بازماندگان هولوکاست هستند. آنها ضمناً به اثبات رساند که تمام مردم دنیا فرزندان نازی‏های آلمانی و غیرآلمانی هستند.
به همین علت مردم جهان پذیرفتند تا سال 2030 میلادی و حتی اگر لازم شد تا پایان تاریخ به یهودی‏ها غرامت بپردازند.
دولت آلمان با اصرار زیاد از یهودیان خواست تا هست و نیست آن‏ها را به عنوان عذرخواهی قبول کنند اما یهودی‏ها تنها صد میلیارد دلار از آلمانی‏ها گرفتند و بقیه‏اش را در راه خدا به آن‏ها بخشیدند.
همچنین پنجاه سال بعد، محققین بی‏طرفِ صهیونیست متوجه شدند آلمانی‏های جنایتکار در هنگام اقامت یهودی‏ها در اردوگاه‏ها، آن‏ها را مجبور به کار اجباری می‏کرده‏اند، به همین علت تمام کشورهای منطقه به‏طور داوطلبانه اظهار داشتند که مایلند مبلغ دستمزد یهودیانِ مذکور را به‏علاوۀ کارمزد مربوطه محاسبه کرده و به «صندوقِ مجمعِ مطالباتِ مالیِ یهودیان» واریز کنند.
همچنین همین محققین ثابت کردند مفتی اعظم بیت‏المقدس در زمان جنگ سه بار به عکس هیتلر نگاه کرده است، در نتیجه فلسطین به یهودیان تعلق دارد.
سرزمین فلسطین به کلی خالی از سکنه بود. فقط تعداد محدودی مسلمان بومی در آنجا بودند که دوست داشتند برای تبرّک، خودشان را در مقدم یهودی‏های صهیونیست قربانی کنند.
این بومی‏ها برای این‏که از یهودی‏های خفه‏شده و نشده دل‏جویی کرده باشند، خودشان اعلام داشتند حاضرند سرزمین خالی از سکنۀ خود را در راه خدا به آنان واگذار کنند.
یهودی‏های صهیونیست ابتدا از قبول پیشنهاد فلسطینی‏ها امتناع کردند؛ اما وقتی با اصرار آن‏ها مواجه شدند، این پیشنهاد را پذیرفتند. آن‏ها برای این‏که احساس نکنند مورد ترحّم قرار گرفته‏اند، فلسطین را به زور از فلسطینی‏ها قبول کردند و آنجا را مسکونی نمودند.
یهودی‏های صهیونیست پس از آن‏که در فلسطین مستقر شدند، ضمن تقدیر و تشکر شایان از ساکنان آن سرزمین، از آن‏ها تقدیر و تشکر شایانی به عمل آوردند.
آن‏ها شخصاً به تک‏تک شهرهای فلسطین رفته و مردم را مورد محبت بی‏شائبۀ خود قرار دادند؛ منتها چون راه درست ابراز محبت را بلد نبودند، محبت‏شان به نتایج دیگری منتهی می‏شد.
از آنجا که یهودی‏ها در طول تاریخ و جغرافیا همواره مورد ظلم و ستم و خفه‏سازی قرار گرفته بودند، مجامع جهانی ـ که همان مجامع اروپایی و آمریکایی بودند ـ تصمیم گرفتند تا وقتی که صهیونیست‏ها راه درست ابراز محبت را یاد بگیرند، آن‏ها را کلاً راحت بگذارند و کاری به کارشان نداشته باشند.
یهودی‏های صهیونیست برای این‏که از این به بعد مورد ظلم و ستم قرار نگیرند برای دفاع از خودشان در برابر دیگران آماده شدند.
و از آنجا که دیگران شامل تمام دنیا می‏شود، به اندازۀ نابودی تمام دنیا سلاح اتمی درست کردند.
 بعدها آدم‏های ضایع و نامربوطی سعی کردند این حقایق را زیر سؤال ببرند. از آن جمله‏اند:
رابرت فوریسون، مارک وبر، یورگن گراف، فردریک توبن، دیوید ایروینگ، گرمار رادولف، پل راسینیه، و مازیار بیژنی.
    این آدم‏ها پس از مدتی به علت مبارزه با حقیقت دچار عذاب وجدان می‏شدند.
بعضی‏هایشان از فرط عذاب وجدان مورد خودکشی قرار ‏گرفتند.
بعضی دیگر از شدت عذاب وجدان دچار سوختگی با اسید و کوفتگی با مشت و لگد ‏شدند.
... بعضی دیگر نیز از شدت عذاب وجدان محاکمه شدند و به زندان ‏افتادند.
تا آنکه یهودی‏های مهربان و انسان‏دوست برای جلوگیری از این تلفات و خسارات، تصمیم گرفتند که دیگر کسی این حقایق را زیر سؤال نبرد.
چون احتمال داشت باقی‏ماندۀ یهودیان عالم بار دیگر مورد هولوکاست و خفگی ناشی از آن قرار بگیرند، جهانیان تصمیم گرفتند به یهودیان اجازه بدهند هرکس را که بالای چشمش ابرو بود مورد پاکسازی قرار دهند.
آن‏ها متوجه شدند فلسطینی‏ها، لبنانی‏ها، سوریه‏ای‏ها، ایرانی‏ها و تقریباً تمام مردم جهان در ناحیۀ بالای چشم، یعنی درست زیر پیشانی‏شان یک جفت ابرو دارند.
برای همین تصمیم گرفتند در برابر آن‏ها از خودشان دفاع هسته‏ای و غیر هسته‏ای بکنند.
صهیونیست‏ها دفاع از خودشان را از فلسطین شروع کردند و قصد دارند بقیّۀ ابروداران منطقۀ متعلق به خودشان یعنی از ناحیۀ نیل تا ناحیۀ فرات را نیز مورد دفاع از خود قرار بدهند.
بنابرین نتیجه می‏گیریم که هولوکاست یک واقعۀ مسلم تاریخی است که در آن شش میلیون یا هرچه بیشتر بهتر یهودی مظلوم به ملکوت اعلی پیوسته‏اند...
... و هرکس در آن شک کند بد و زشت و جنایتکار و احمق است و باید بمیرد یا کشته شود. آمین!
مازیار بیژنی
مازیار بیژنی در یکی از سال‌های دهۀ پنجاه در شهرستان سرسبز بابل به دنیا آمد. با آن‌که از نوجوانی به طراحی و نقاشی علاقه داشت، اما در رشتۀ معارف اسلامی و علوم سیاسی در دانشگاه پذیرفته شد. این شد که به ورطۀ ‌کاریکاتور مطبوعاتی افتاد، تا آنجا که از سال 1377 تا همین الان، ستون ثابت کاریکاتور روزنامۀ کیهان با عنوان «مقاله‌های بی‌متن»‌ را با کاریکاتورهای خود اداره می‌کند. از وی همچنین کتاب‌های «مقاله‌های بی‌متن»، «گزنه»، «نیش‌تر»، «سربی‌پناه» نیز منتشر شده است.
بیژنی کاریکاتورهایش را با هدف آسیب‌شناسی انقلاب طراحی می‌کند و سعی می‌کند معضلات سیاسی و اقتصادی و فرهنگی کشور را با نگاهی عدالت‌خواهانه به نقد بکشد و در این راه چپ و راست را له و لَوَرده می‌نماید؛ به طوری‌که کارشناسان معتقدند اگر بیژنی در روزنامه‌ای به‌جز کیهان کار می‌کرد، تا به‌ حال چندین بار سر مبارک خود را به باد داده بود.
بیژنی معمولاً بعد از مورد عنایت قرار دادن مشکلات داخلی، مشکلات خارجی از جمله وضعیت عراق و افغانستان و فلسطین را مورد عنایت قرار می‌دهد و در تازه‌ترین اقدام کک به تنبان صهیونیست‌ها انداخته و خالی‌بندی‌های آنها را افشا کرده است که لابد خودتان دیده‏اید.
 برزو بیطرف
برزو بیطرف در یکی از سال‌های اخیر در تهران متولد شد. او از کودکی به سرودن شعر و نوشتن طنز علاقه‌ای وافر داشت. اوضاع همین‌طور پیش می‌رفت تا این‌که در سال 1383 و با انتشار ماهنامۀ سوره، به طور جدی به طنزنویسی روی آورد و خلقی را از خنده روده‌بر نمود.
برزو بلافاصله پس از آن و در طی سال‌های اخیر در مطبوعات بسیاری شروع به قلم زدن کرد که از آن جمله‌اند: روزنامۀ جام‌جم، روزنامۀ ابرار، دوماهنامۀ خردنامه، ماهنامۀ سوره، دوهفته‌نامۀ آینده‌سازان، دوهفته‌نامۀ مهر و سایت‌های اینترنتی لوح، فیروزه، جهان‌نیوز، فردانیوز، شهریاران جوان و غیره.
حاصل این قلم‌به‌مزدی‌ها، این بود که برزو در سال 1385 نامزد جایزه جشنواره مطبوعات در رشته طنز مکتوب شد ـ هرچند برنده نشد ـ و در سال 1386 نیز این جایزه را به شدت از آن خود کرد.
از برزو بیطرف تاکنون دو کتاب طنزآمیز نیز منتشر شده است. یکی همین کتاب «هولوکاست» که الان در دست شماست و در آن با مازیار بیژنی همکاری کرده است و دیگری هم کتاب مستطاب «کتاب سوم» که مجموعه‌ای است از آگهی‌های طنزآمیز با موضوعات سیاسی و فرهنگی و اجتماعی و غیره. امید است از عذاب وجدانی که معمولاً منتقدین هولوکاست بدان دچار می‏شوند محفوظ باشد، تا کتاب‌های دیگری نیز نوشته و منتشر کند.

من الله توفیق



برچسب‌ها: هولوکاست
تمامی حقوق مادی و معنوی این وبسایت محفوظ و متعلق به آقای علی رمضانی گهروئی می باشد و کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...